اخبار استان ها و نمایندگاناخبار جمعیتمقالاتویژه

دخانیات یا سلاح زیستی امریکا علیه مردم ایران!

چرا امریکا دخانیات را تحریم نکرده است؟

دکتر سید حسن عادلی و دکتر محمد علی گل، از اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی قم و اعضای جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران (نمایندگی قم)، در مقاله‌ای تحلیلی با عنوان «دخانیات یا سلاح زیستی آمریکا علیه مردم ایران!»، به ریشه‌یابی و پیامدهای گسترده‌ی مصرف دخانیات پرداخته و این معضل را فراتر از یک عادت فردی، در چارچوب یک تهدید علیه سلامت ملی بررسی کرده‌اند.

به گزارش روابط عمومی « جمعیت»، متن این مقاله به شرح ذیل است:

سالانه بیش از ۵۰ هزار ایرانی بر اثر مصرف محصولات دخانی از جمله سیگار جان خود را از دست می‌دهند. به رغم همه عوارض و با وجود هشدارهایی که از سوی نهادها و رسانه‌های مختلف مطرح می‌شود، مصرف دخانیات در ایران بالاست به طوری که طبق آمارها فقط سالانه حدود ۸۰ میلیارد نخ سیگار در کشور تولید و مصرف می‌شود.

تولید سیگار در ایران به عنوان یکی از محصولات دخانی پرمصرف در انحصار ۳ شرکت است: شرکت ژاپنی جی‌تی‌آی (پارس) (Japan Tobacco International)، شرکت انگلیسی-آمریکایی BAT (British American Tobacco)‌  و شرکت دخانیات ایران.

شرکت‌های چندملیتی خارجی تولیدکننده سیگار در ایران تا پیش از خصوصی‌سازی در صنعت دخانیات، مجموعاً با ۸ محصول ۳۰ درصد از بازار مصرف داخل را در دست داشتند، اما امروز با توسعه فعالیت‌های خود و ایجاد انحصار در بازار مصرف، با بیش از ۵۲ محصول ۸۰ درصد سهم بازار را در اختیار دارند. این در حالی است که سهم شرکت‌های داخلی بین ۱۰ تا ۱۲ درصد برآورد می‌شود.

دور زدن قوانین مالیاتی

برای کنترل و کاهش میزان مصرف دخانیات، بسیاری از کشورهای دنیا نرخ مالیات بر دخانیات بالایی دارند و مالیات محصولات دخانی را صرف امور سلامت مردم می‌کنند اما گفته می‌شود ایران پایین‌ترین نرخ مالیات بر دخانیات را نسبت به نرخ جهانی دارد. این در حالی است که قوانین مالیاتی موجود در کشور به نفع کمپانی‌های خارجی تولید سیگار است و ابهامات و اشکالات نحوه اخذ مالیات در صنعت دخانیات باعث شده است نفوذ این شرکت‌ها در بازار بیشتر شود. گزارش‌ها حاکی از آن است که شرکت‌های خارجی قانون ارزش افزوده را دور می‌زنند و برند خود را به اسم یک شرکت صوری ایرانی ثبت کرده و به این ترتیب عوارض و مالیاتی مشابه شرکت‌های ایرانی پرداخت می‌کنند.

گردش مالی ۹۰ هزار میلیارد تومانی

برآورد می‌شود گردش مالی سالانه صنعت دخانیات در ایران بیش از ۹۰ هزار میلیارد تومان باشد اما بیشتر این درآمد نجومی به جیب کمپانی‌های خارجی حاضر در ایران می‌رود و تنها هزینه های درمان بیماری ها و آسیب های ناشی از آن نصیب مردم ایران می شود.

تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران، در طول بیش از چهار دهه گذشته، دامنه‌ای گسترده و فراگیر داشته‌اند؛ از نفت و گاز و پتروشیمی گرفته تا صنایع نظامی، بانکی، حمل‌ونقل و حتی داروهای حیاتی و تجهیزات پزشکی، همگی در فهرست سیاه تحریم‌های یک‌جانبه واشنگتن قرار گرفته‌اند. با این حال، در میان این سیل تحریم‌ها که به گفته مقامات آمریکایی با هدف «فشار حداکثری» بر اقتصاد ایران اعمال شده‌اند، یک استثنای تأمل‌برانگیز به چشم می‌خورد: صنعت دخانیات. این پرسش که چگونه محصولات دخانی شرکت‌های آمریکایی، علیرغم فضای خصمانه حاکم بر روابط دو کشور، نه‌تنها تحریم نیستند، بلکه به طور رسمی در ایران تولید و به فروش می‌رسند، نیازمند واکاوی دقیق و چندلایه است. این مقاله می‌کوشد تا ابعاد گوناگون این تناقض آشکار را بررسی کرده و اهداف پنهان پشت این سیاست به ظاهر متناقض را روشن سازد.

  1. تحریم‌های فراگیر و غیبت دخانیات در فهرست سیاه

رژیم تحریمی آمریکا علیه ایران، به‌ویژه پس از خروج یک‌جانبه واشنگتن از برجام در سال ۲۰۱۸، تقریباً تمامی بخش‌های حیاتی اقتصاد ایران را هدف گرفته است. از صادرات نفت خام به عنوان شاهرگ حیاتی اقتصاد کشور گرفته تا مبادلات بانکی، سرمایه‌گذاری در صنایع خودروسازی و حتی واردات مواد اولیه دارویی و تجهیزات پزشکی، همگی مشمول تحریم‌های ظالمانه آمریکا هستند. هدف اعلام‌شده این تحریم‌ها، فلج‌کردن اقتصاد ایران و وادار ساختن دولت به تغییر رفتار در حوزه‌های سیاست خارجی و برنامه‌های دفاعی عنوان شده است. اما در میان این فهرست بلندبالا، یک جای خالی بزرگ وجود دارد: محصولات دخانی. مقامات آمریکایی با توسل به این استدلال که «تجارت خارجی محصولات کشاورزی و دارو را برای ایران تحریم نکرده‌اند»، صنعت دخانیات را در دسته‌بندی اقلام بشردوستانه جای داده‌اند. این در حالی است که هیچ نهاد بین‌المللی بهداشتی، سیگار و محصولات دخانی را در زمره اقلام بشردوستانه یا دارویی طبقه‌بندی نمی‌کند. برعکس، سازمان جهانی بهداشت دخانیات را بزرگترین تهدید قابل پیشگیری برای سلامت عمومی در جهان می‌داند.

بر اساس گزارش‌های رسمی، وزارت خزانه‌داری آمریکا در یک دهه گذشته نزدیک به ۱۰,۰۰۰ مجوز ویژه به شرکت‌های آمریکایی اعطا کرده است تا بتوانند کالاهای خود را به ایران صادر کنند. بخش قابل توجهی از این مجوزها به شرکت‌های دخانیات اختصاص یافته که تحت پوشش «کالاهای بشردوستانه» به فعالیت خود در بازار ایران ادامه می‌دهند. این در حالی است که دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (OFAC)  که مسئول اجرای تحریم‌هاست، مجوزهای ویژه‌ای تحت عنوان «مجوزهای عملیات ایران»(Iran Operations Licenses)  برای شرکت‌های بزرگ دخانیات صادر کرده است. به این ترتیب، در حالی که واردات داروهای حیاتی برای بیماران خاص با دشواری‌های فراوان و هزینه‌های گزاف مواجه است، محموله‌های توتون و تنباکوی آمریکایی و بریتانیایی بدون هیچ مانعی از گمرکات ایران عبور می‌کنند.

این تناقض آشکار، پرسش‌های جدی را درباره ماهیت واقعی تحریم‌ها و اهداف پنهان آنها مطرح می‌سازد. چگونه می‌توان پذیرفت که دارو و تجهیزات پزشکی مشمول تحریم باشند، اما سیگارهای سرطان‌زای آمریکایی از شمول تحریم‌ها معاف شوند؟ دکتر محمدرضا مسجدی، دبیرکل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران، در این باره می‌گوید: «۴۰ سال است که در کشور ما همه چیز را تحریم می‌کنند، اما آمریکا هیچ کمپانی را که سیگار و تنباکو به ایران می‌فرستد، مورد بازخواست قرار نمی‌دهد». این اظهارنظر، عمق تناقض موجود در سیاست تحریمی آمریکا را آشکار می‌سازد.

  1. حضور رسمی برندهای آمریکایی در بازار ایران: از مارلبورو تا وینستون

بازار دخانیات ایران، با مصرف سالانه حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیارد نخ سیگار، یکی از پرسودترین بازارهای منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود. ارزش مالی این بازار بر اساس برآوردهای کارشناسی، سالانه بیش از ۴ میلیارد دلار است. نکته قابل توجه اینکه برخلاف تصور عمومی، بخش عمده‌ای از این بازار نه در اختیار تولیدکنندگان داخلی، بلکه در دست شرکت‌های چندملیتی دخانیات قرار دارد.

در سال ۱۳۸۸، شرکت دخانیات ایران رسماً از آغاز تولید سیگار «وینستون» در ایران خبر داد. محمود ابطحی، مدیرعامل وقت شرکت دخانیات ایران، اعلام کرد که حق انحصاری تولید این برند آمریکایی با یک شرکت ژاپنی است و تولید آن با سرمایه‌گذاری مشترک در مجتمع دخانیات رشت صورت می‌گیرد. برند وینستون که در حال حاضر متعلق به شرکت JTI زیرمجموعه‌ای از کمپانی آمریکایی R.J. Reynolds است، با سهم سالانه حدود ۳ میلیارد دلار، پرفروش‌ترین برند سیگار در ایران به شمار می‌رود.

در کنار وینستون، برندهای آمریکایی دیگری نیز در بازار ایران حضور رسمی دارند. «کنت» و «مونتانا» از دیگر برندهای محبوبی هستند که توسط شرکت‌های خارجی در داخل ایران تولید می‌شوند. این برندها متعلق به شرکت بریتیش امریکن توباکو (BAT) هستند که یکی از بزرگترین غول‌های دخانیات جهان است. همچنین، گزارش‌ها حاکی از آن است که سیگار «مارلبورو» (متعلق به شرکت فیلیپ موریس آمریکا) نیز با سهم سالانه نزدیک به ۱ میلیارد دلار در بازار ایران حضور دارد. در سال ۱۳۹۳، وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران رسماً صدور مجوز برای فعالیت شرکت فیلیپ موریس، تولیدکننده مارلبورو، در ایران را تأیید کرد.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، دو شرکت خارجی یعنی JTI و BAT روی هم رفته حدود ۸۰ درصد از بازار سیگار ایران را در اختیار دارند. این آمار حیرت‌انگیز نشان می‌دهد که بازار دخانیات ایران عملاً در انحصار چند شرکت چندملیتی است که بسیاری از آنها ریشه در آمریکا و بریتانیا دارند. نکته جالب توجه اینجاست که این شرکت‌ها نه از طریق قاچاق، بلکه به صورت کاملاً قانونی و با مجوز رسمی دولت ایران و همچنین با چراغ سبز دفتر کنترل دارایی‌های خارجی آمریکا (OFAC) در ایران فعالیت می‌کنند.

بهزاد خسروی آدینه‌وند، کارشناس حوزه دخانیات، با اشاره به حضور شرکت‌های ژاپنی و کره‌ای در بازار ایران می‌گوید: «شرکت‌هایی از ژاپن و کره جنوبی حدود ۱۵۰ میلیون دلار در یک سال در تولید سیگار و فرآوری توتون در ایران تحت لیسانس‌هایی که از سوی شرکت‌های آمریکایی و انگلیسی صادر شده، سرمایه‌گذاری کرده‌اند». این سرمایه‌گذاری‌ها در حالی صورت می‌گیرد که همین شرکت‌ها از سرمایه‌گذاری در صنایع حیاتی مانند داروسازی و خودروسازی ایران، به بهانه ترس از تحریم‌های آمریکا، خودداری می‌کنند.

  1. تحلیل اهداف پنهان: چرا دخانیات تحریم نیست؟

در نگاه نخست، معافیت صنعت دخانیات از تحریم‌ها را می‌توان به نفوذ و قدرت لابی قدرتمند شرکت‌های دخانیات در ساختار سیاسی آمریکا نسبت داد. این لابی که سالانه میلیون‌ها دلار صرف نفوذ در کنگره و دولت آمریکا می‌کند، با اصرار و پافشاری توانسته است معافیت محصولات دخانی از شمول تحریم‌های ایران را از کنگره اخذ کند. اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این معافیت، ریشه در اهداف راهبردی عمیق‌تری دارد که می‌توان آنها را در چند محور اصلی دسته‌بندی کرد.

۳-۱. تحلیل ذخایر ارزی و تشدید بحران اقتصادی

ریچارد نفیو، معمار تحریم‌های آمریکا علیه ایران و نویسنده کتاب «هنر تحریم‌ها»، در بخشی از کتاب خود به نکته‌ای کلیدی اشاره می‌کند: «کالاهایی از تحریم‌ها معاف شده‌اند که می‌توانند ذخیره ارزی ایران را تحلیل ببرند». این اعتراف صریح، یکی از مهم‌ترین اهداف پنهان در پس معافیت دخانیات از تحریم‌ها را آشکار می‌سازد. ایران سالانه مقادیر قابل توجهی ارز برای واردات توتون، کاغذ سیگار و سایر مواد اولیه صنعت دخانیات هزینه می‌کند. بر اساس گزارش‌ها، «مافیای دخانیات به غیر از واردات ۱۷۰ میلیون دلاری توتون، با ارز دولتی ۱۶ میلیون دلار هم کاغذ سیگار وارد کرده است».

از سوی دیگر، سود حاصل از فروش این محصولات نیز عمدتاً به جیب شرکت‌های خارجی سرازیر می‌شود. دبیرکل جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران اعلام کرده است که ۷۰ درصد فروش سیگار در ایران به جیب خارجی‌ها می‌رود. این در حالی است که سهم دولت ایران از درآمدهای این صنعت، علیرغم مالیات‌های وضع‌شده، بسیار ناچیز است.

به این ترتیب، معافیت دخانیات از تحریم‌ها در واقع یک تله اقتصادی هوشمندانه است: از یک سو، ایران مجبور به صرف ارز برای واردات مواد اولیه مورد نیاز این صنعت است و از سوی دیگر، بخش عمده سود حاصل از فروش محصول نهایی نیز از کشور خارج می‌شود. نتیجه خالص این معادله، خروج مستمر ارز از کشور و تشدید فشار بر ذخایر ارزی ایران است؛ هدفی که دقیقاً در راستای سیاست «فشار حداکثری» آمریکا قرار دارد.

۳-۲. تخریب هدفمند سلامت عمومی و تحمیل هزینه‌های بلندمدت

دخانیات، بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، سالانه موجب مرگ بیش از ۸ میلیون نفر در سراسر جهان می‌شود. در ایران نیز آمارها نگران‌کننده است: مصرف سالانه ۷۰ تا ۸۰ میلیارد نخ سیگار، حدود ۱۳ میلیون مصرف‌کننده دخانیات، و مرگ سالانه بیش از ۵۰ هزار نفر بر اثر بیماری‌های مرتبط با استعمال دخانیات. هزینه‌های درمانی مستقیم ناشی از بیماری‌های مرتبط با سیگار در ایران سالانه بیش از ۲.۵ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

عضو کمیسیون بهداشت مجلس شورای اسلامی با انتقاد از این وضعیت می‌گوید: «آمریکا حتی داروی مورد نیاز خانواده‌ها و تجهیزات پزشکی را تحریم کرده اما می‌گوید سیگار بکشید چون انواع بیماری قلبی و عروقی و سرطان را به دنبال دارد». این اظهارنظر، ماهیت متناقض و ریاکارانه سیاست تحریمی آمریکا را به خوبی نشان می‌دهد. در حالی که داروهای حیاتی بیماران خاص به دلیل تحریم‌ها با کمبود و گرانی مواجه است، سیگارهای سرطان‌زای آمریکایی به وفور و با قیمت‌های رقابتی در دسترس مصرف‌کنندگان ایرانی قرار دارد.

این سیاست را می‌توان مصداق بارز «جنگ بیولوژیک خاموش» علیه ملت ایران دانست. آمریکا با تسهیل دسترسی ایرانیان به محصولات دخانی و در عین حال تحریم دارو و تجهیزات پزشکی، عملاً به دنبال تضعیف نظام سلامت ایران و تحمیل هزینه‌های بلندمدت اقتصادی و اجتماعی بر کشور است. نسلی که به دخانیات معتاد می‌شود، نه تنها خود متحمل بیماری‌های مزمن و کاهش بهره‌وری می‌شود، بلکه بار سنگینی را نیز بر دوش نظام بهداشت و درمان کشور تحمیل می‌کند.

۳-۳. ایجاد وابستگی و نفوذ فرهنگی-اقتصادی

صنعت دخانیات، به دلیل ماهیت اعتیادآور محصولات خود، یکی از قدرتمندترین ابزارهای ایجاد وابستگی بلندمدت در مصرف‌کنندگان است. نیکوتین موجود در سیگار، یکی از اعتیادآورترین مواد شناخته شده در جهان است که ترک آن حتی از ترک هروئین نیز دشوارتر است. شرکت‌های چندملیتی دخانیات با درک این واقعیت، همواره به دنبال گسترش بازارهای خود در کشورهای در حال توسعه بوده‌اند.

ایران، با جمعیت جوان و رو به رشد خود، یک بازار هدف ایده‌آل برای این شرکت‌ها محسوب می‌شود. گزارش‌ها نشان می‌دهد که سن شروع مصرف دخانیات در ایران به طور نگران‌کننده‌ای کاهش یافته و به ۱۳ تا ۱۵ سال رسیده است. همچنین، آمارها حاکی از افزایش مصرف دخانیات در میان زنان و دختران ایرانی است. این روندها، دقیقاً همان چیزی است که شرکت‌های بزرگ دخانیات به دنبال آن هستند: نسلی جدید از مصرف‌کنندگان وفادار و وابسته که تا دهه‌ها به مشتریان دائمی آنها تبدیل خواهند شد.

از منظر راهبردی، این وابستگی ابعادی فراتر از اقتصاد دارد. برندهای آمریکایی مانند مارلبورو، وینستون و کنت، حامل ارزش‌ها و سبک زندگی غربی هستند. حضور گسترده این برندها در بازار ایران، علاوه بر منافع اقتصادی کلان، به تحکیم نفوذ فرهنگی آمریکا در جامعه ایران نیز کمک می‌کند. این هدف، اگرچه ممکن است در نگاه نخست کم‌اهمیت به نظر برسد، اما در بلندمدت می‌تواند تأثیرات عمیقی بر هویت فرهنگی و الگوهای مصرف جامعه ایرانی داشته باشد.

۳-۴. تأمین منافع لابی قدرتمند دخانیات در ساختار سیاسی آمریکا

صنعت دخانیات در آمریکا، با گردش مالی سالانه صدها میلیارد دلار، یکی از قدرتمندترین لابی‌های سیاسی در واشنگتن را در اختیار دارد. این لابی که متشکل از شرکت‌های عظیمی مانند فیلیپ موریس، R.J. Reynolds  و British American Tobacco است، سالانه میلیون‌ها دلار صرف نفوذ در کنگره، حمایت از نامزدهای انتخاباتی و تأمین مالی کمپین‌های سیاسی می‌کند.

در شرایطی که بازارهای غربی به دلیل افزایش آگاهی‌های بهداشتی و قوانین سختگیرانه ضد دخانیات، روندی نزولی را تجربه می‌کنند، شرکت‌های دخانیات به شدت به دنبال گسترش حضور خود در بازارهای نوظهور هستند. ایران، با مصرف سالانه ده‌ها میلیارد نخ سیگار و جمعیتی که به برندهای خارجی علاقه نشان می‌دهد، یک فرصت طلایی برای این شرکت‌ها محسوب می‌شود. از دست دادن چنین بازار پرسودی می‌توانست ضربه سنگینی به سودآوری این غول‌های دخانیات وارد کند.

بنابراین، می‌توان گفت که معافیت صنعت دخانیات از تحریم‌های ایران، نتیجه مستقیم فشار لابی قدرتمند دخانیات بر ساختار سیاسی آمریکا است. این شرکت‌ها با استفاده از نفوذ خود در کنگره و کاخ سفید، توانسته‌اند تضمین کنند که منافع تجاری آنها، حتی در شرایط تحریم‌های فراگیر علیه ایران، محفوظ بماند. به بیان دیگر، در نظام سیاسی آمریکا، سود شرکت‌های بزرگ دخانیات بر اهداف اعلام‌شده سیاست خارجی این کشور ارجحیت دارد.

  1. پیامدها و تبعات

تداوم این وضعیت، پیامدهای ناگواری برای ایران در ابعاد مختلف به همراه داشته و خواهد داشت:

در بعد اقتصادی: خروج سالانه صدها میلیون دلار ارز از کشور برای واردات مواد اولیه صنعت دخانیات و انتقال سود شرکت‌های خارجی، فشار مضاعفی بر ذخایر ارزی ایران وارد می‌کند. این در حالی است که ایران در شرایط تحریم، به شدت نیازمند حفظ و تقویت ذخایر ارزی خود برای تأمین کالاهای اساسی و مواد اولیه مورد نیاز صنایع مولد است.

در بعد سلامت عمومی: افزایش مستمر مصرف دخانیات، به ویژه در میان نسل جوان و زنان، بحران سلامت عمومی در ایران را تشدید کرده است. هزینه‌های درمانی سنگین ناشی از بیماری‌های مرتبط با دخانیات، بار مضاعفی بر دوش نظام سلامت تحمیل می‌کند که خود با کمبود منابع و تجهیزات به دلیل تحریم‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند.

در بعد امنیت ملی: وابستگی به محصولات خارجی در حوزه‌ای که می‌تواند با تکیه بر تولید داخلی تأمین شود، به معنای ایجاد یک نقطه آسیب‌پذیر در اقتصاد ملی است. همچنین، تسهیل نفوذ فرهنگی-اقتصادی شرکت‌های آمریکایی در بازار ایران، می‌تواند پیامدهای بلندمدتی برای استقلال و هویت ملی کشور داشته باشد.

 نتیجه‌گیری

معافیت صنعت دخانیات از تحریم‌های آمریکا علیه ایران، یک استثنای ساده و تصادفی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد پیچیده و چندلایه است که اهداف متعددی را دنبال می‌کند. این راهبرد، در ظاهر با توسل به استدلال‌های بشردوستانه توجیه می‌شود، اما در باطن، به دنبال تحلیل ذخایر ارزی ایران، تخریب سلامت عمومی، ایجاد وابستگی بلندمدت و تأمین منافع لابی قدرتمند دخانیات در آمریکا است.

تناقض آشکار میان تحریم داروهای حیاتی از یک سو و معافیت سیگارهای سرطان‌زا از سوی دیگر، ماهیت واقعی تحریم‌های آمریکا را به خوبی آشکار می‌سازد. این تحریم‌ها، برخلاف ادعاهای مقامات آمریکایی، نه به دنبال دفاع از حقوق بشر و بهبود وضعیت مردم ایران، بلکه در پی تحمیل حداکثر فشار و آسیب به ملت ایران هستند.

شناخت این اهداف پنهان، گام نخست برای مقابله با این راهبرد است. سیاست‌گذاران ایرانی باید با درک عمیق‌تر از این بازی پیچیده، اقدامات لازم را برای کاهش وابستگی به محصولات دخانی خارجی، حمایت از تولید داخلی و مهم‌تر از همه، ترویج فرهنگ ترک دخانیات در جامعه به عمل آورند. تنها در این صورت است که می‌توان از افتادن در دام این تله هوشمندانه و خطرناک جلوگیری کرد و منافع ملی را در برابر این جنگ اقتصادی-بیولوژیک خاموش حفظ نمود.

تهیه شده توسط:
دکتر سید حسن عادلی: عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی قم، رئیس هیئت مدیره جمعیت مبارزه با دخانیات ایران- نمایندگی قم

دکتر محمد علی گل: عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی قم، مدیر اجرایی جمعیت مبارزه با دخانیات ایران- نمایندگی قم

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا