ویژه

شعار روز دوم هفته‌ی بدون دخانیات ۱۴۰۵:نسل عاری از دخانیات، با خودمراقبتی و سلامت روان

پیوند میان نسل عاری از دخانیات، خودمراقبتی و سلامت روان پیوندی چندبعدی و متقابل است؛ به این معنا که هر یک از این مؤلفه‌ها می‌توانند به تقویت و تعمیق دیگری کمک کنند. شکل‌گیری نسلی که مصرف دخانیات را نمی‌پذیرد، بدون تقویت مهارت‌های روان‌شناختی و خودمراقبتی در افراد، با دشواری روبه‌رو خواهد بود و پایداری کافی نخواهد داشت.

در بُعد رفتاری، خودمراقبتی به معنای توانایی فرد در شناخت نیازهای جسمی و روانی خود و پاسخ‌گویی سالم و مسئولانه به آن‌هاست. فردی که مهارت‌های خودمراقبتی را در خود پرورش داده است، در موقعیت‌هایی مانند استرس، اضطراب یا فشار اجتماعی، به‌جای روی آوردن به دخانیات به‌عنوان یک راهبرد مقابله‌ای ناسالم، از شیوه‌های سالم‌تری مانند تنفس عمیق، فعالیت بدنی، گفت‌وگو با فردی قابل اعتماد یا استراحت آگاهانه استفاده می‌کند. چنین جایگزینی رفتاری می‌تواند یکی از عوامل مهم پیشگیرانه در برابر آغاز مصرف دخانیات باشد.

در بُعد محیطی، محیط‌هایی که از سلامت روان حمایت می‌کنند—از جمله خانه‌ها، مدارس و فضاهای اجتماعی عاری از خشونت، تحقیر و فشار مزمن—به‌طور هم‌زمان می‌توانند احتمال گرایش به مصرف دخانیات را کاهش دهند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که استرس مزمن، تجربه‌های آسیب‌زا و احساس ناامنی از عوامل خطر مهم در آغاز و تداوم مصرف دخانیات در نوجوانان و جوانان هستند. از این‌رو، ایجاد محیطی سالم و حمایتگر می‌تواند هم از سلامت روان و هم از پیشگیری از مصرف دخانیات پشتیبانی کند.

در بُعد فرهنگی، نسلی که سلامت روان را به‌عنوان یک ارزش اساسی و نه یک امر حاشیه‌ای می‌پذیرد، مصرف دخانیات را با هویت سالم، آگاهانه و مسئولانه خود ناسازگار می‌داند. این نسل می‌آموزد که آسیب‌پذیری‌های روانی را باید از طریق جست‌وجوی کمک حرفه‌ای و استفاده از حمایت‌های مناسب مدیریت کرد، نه با اتکا به دخانیات یا سایر مواد. ترویج فرهنگ خودمراقبتی می‌تواند به کاهش انگ مرتبط با مشکلات روانی نیز کمک کند و در نتیجه، مانعی مهم در برابر استفاده از دخانیات به‌عنوان ابزار تسکین یا خوددرمانی ایجاد نماید.

در بُعد سیاستی، برنامه‌های پیشگیری از دخانیات که مهارت‌های سلامت روان، تنظیم هیجان و خودمراقبتی را در کنار آموزش‌های مربوط به مضرات دخانیات ارائه می‌دهند، معمولاً اثربخش‌تر از برنامه‌هایی هستند که صرفاً بر انتقال اطلاعات تکیه دارند. سیاست‌گذاری یکپارچه، زمانی که سلامت روان و پیشگیری از دخانیات را در یک چارچوب مشترک می‌بیند، می‌تواند به شکل‌گیری نسلی کمک کند که نه از روی ترس، بلکه بر پایه‌ی آگاهی، احترام به خود و باور به ارزش سلامت، مصرف دخانیات را رد می‌کند.

در نهایت، نسل عاری از دخانیات نسلی است که خودمراقبتی را به بخشی از سبک زندگی خود تبدیل کرده و سلامت روان را نه یک امتیاز محدود، بلکه حقی بنیادین می‌داند؛ نسلی که در آن، انتخاب نکردن دخانیات بازتابی از انتخاب آگاهانه برای حفظ سلامت، کرامت و کیفیت زندگی است.

تهیه شده توسط دکتر شریف ترکمن نژاد-مساور علمی جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات ایران

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا