مقالاتویژه

«واکاوی دینامیک‌های روانی مصرف قلیان: مطالعه‌ای در بسترهای اجتماعی ایران»

حجت الاسلام علیرضا احمدی قره‌زاغ، نویسنده و پژوهشگر، در مقاله‌ای با عنوان «واکاوی دینامیک‌های روانی مصرف قلیان: مطالعه‌ای در بسترهای اجتماعی ایران» با بررسی ابعاد روان‌شناختی و اجتماعی این پدیده، بر ضرورت تغییر رویکرد از نگاه صرفاً بازدارنده به مداخلات شناختی، رفتاری و فرهنگی برای کاهش گرایش به مصرف قلیان تأکید کرده است.

چکیده

مصرف قلیان در ایران، فراتر از یک الگوی مصرف دخانیات، به یک «رفتار پیچیده روانی-اجتماعی» تبدیل شده است. این مقاله با هدف واکاوی علل روان‌شناختی گرایش به این پدیده، به بررسی مفاهیمی همچون مکانیسم‌های تنظیم هیجان، نیازهای بنیادین روانی (مانند تعلق)، خطاهای شناختی و یادگیری‌های مشاهده‌ای می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که قلیان برای بسیاری از مصرف‌کنندگان نه صرفاً یک ماده‌مخدر، بلکه یک «ابزار تنظیم هیجان» و «بستر اجتماعی‌شدن» است. در نهایت، با استفاده از مدل‌های شناختی-رفتاری و رویکردهای اخلاق‌محور، راهکارهایی کاربردی برای مدیریت این رفتار، بدون تکیه بر رویکردهای قهری، ارائه می‌گردد.

مقدمه: قلیان به مثابه یک ابزار روانی

در فضای کنونی جامعه ایران، قلیان دیگر محدود به فضاهای سنتی نیست. تغییر کارکرد قلیان از یک ابزار تفننیِ گذرا به یک «نیاز ساختگی» در محافل اجتماعی، حکایت از وجود خلأهای روانی و اجتماعی دارد که این رفتار سعی در پر کردن آن‌ها دارد. از منظر روان‌شناسی بالینی، برای درک علت تداوم این رفتار، باید از تقلیل‌گرایی (ساده‌انگاری) عبور کرد و به «کارکرد» رفتار توجه داشت. قلیان برای فرد مصرف‌کننده، حامل یک بار معنایی خاص است: از کاهش اضطراب اجتماعی گرفته تا ایجاد یک هویت جمعی. درک این هویت و کارکرد، کلید اصلی برون‌رفت از این معضل است (بک، ۱۳۹۰).

۱. مکانیسم‌های روان‌شناختی گرایش به قلیان
الف: تنظیم هیجان و مقابله با اضطراب

بسیاری از افراد در مواجهه با فشارهای روزمره (استرس‌های شغلی، اقتصادی یا بین‌فردی)، فاقد مهارت‌های مقابله‌ایِ سازگارانه (مانند فنون حل مسئله یا تنظیم هیجان) هستند. در این میان، قلیان به عنوان یک «مکانیسم مقابله‌ای اجتنابی» عمل می‌کند. مصرف آن با ایجاد تغییرات بیوشیمیایی در مغز (هرچند ناپایدار)، منجر به کاهش موقت آستانه اضطراب می‌شود. فرد به جای حل مسئله، به «حواس‌پرتی» پناه می‌برد. از منظر شناختی، این یک «تقویت منفی» است؛ یعنی رفتار مصرف قلیان به این دلیل تکرار می‌شود که درد یا اضطراب را به‌طور موقت خاموش می‌کند (نونس و همکاران، ۱۳۹۶).

ب:  نیاز به تعلق و هویت اجتماعی

طبق نظریه «نیازهای بنیادین»، انسان‌ها برای سلامت روان به احساس تعلق به گروه نیاز دارند. در جامعه‌ای که فضاهای تعاملی سالم و گفتگو‌محور محدود شده است، قلیان‌سراها یا دورهمی‌های قلیان، به عنوان «فضای سوم» عمل می‌کنند؛ فضایی که در آن فرد نه در خانه است و نه در محیط کار، و می‌تواند بدون قضاوت و با هزینه‌ای اندک، احساس «با دیگران بودن» را تجربه کند. در اینجا، قلیان صرفاً یک کالا نیست، بلکه «بهانه‌ای برای حضور» است. فرد برای حفظ این جایگاه در گروه، رفتارهای گروهی (حتی مصرف قلیان) را تقلید می‌کند (بندورا، ۱۳۵۶).

ج:خطاهای شناختی و سوگیری خوش‌بینانه

یکی از سدهای اصلی در مسیر پیشگیری، خطاهای شناختی مصرف‌کنندگان است. پدیده «سوگیری خوش‌بینانه» باعث می‌شود فرد معتقد باشد که «آسیب‌ها برای دیگران است و من متفاوت هستم». بسیاری از مصرف‌کنندگان، به دلیل عدم مشاهده آثار فوری تخریب ریه یا وابستگی نیکوتینی، دچار این خطای شناختی می‌شوند که چون در لحظه احساس ناخوشایندی ندارند، پس رفتارشان بی‌خطر است. این نادیده‌انگاریِ پیامدهای بلندمدت، یکی از ویژگی‌های بارز رفتارهای پرخطر در سنین جوانی است (آجزن، ۱۳۷۰).

۲.بسترهای توسعه‌دهنده در ساختار خانواده و رشد

رفتارهای انسان در خلأ شکل نمی‌گیرد. الگوگیری  که یکی از اصول بنیادین یادگیری اجتماعی است، در این زمینه نقش پررنگی دارد. اگر در خانواده‌ای، قلیان بخشی از مناسکِ پذیرایی باشد، کودک از سنین پایین می‌آموزد که این رفتار مترادف با «مهمان‌نوازی»، «صمیمیت» و «استراحت» است. وقتی این پیوند ذهنی در ذهن کودک شکل می‌گیرد، در بزرگسالی به‌طور ناخودآگاه در موقعیت‌های استرس‌زا یا هنگام معاشرت، به دنبال همان «مناسک» می‌گردد. این مسئله یک میراث رفتاری است که تنها با آگاهی‌بخشی شکسته نمی‌شود، بلکه نیازمند بازنگری در «سبک زندگی خانواده‌محور» است (بندورا، ۱۳۵۶).

۳.راهکارهای عملیاتی برای برون‌رفت (رویکرد کاربردی)

برای مواجهه با این معضل، باید از رویکردهای هیجانی و شعارگونه (مانند «قلیان نکشید چون بد است») فاصله گرفت و به سراغ استراتژی‌های علمی رفت.

الف:تحلیل عملکردی رفتار

به جای سرزنش، باید به فرد آموخت که «چرا» مصرف می‌کند. درمانگران توصیه می‌کنند فرد «سیاهه رفتاری» تهیه کند. در چه ساعت‌هایی؟ با چه کسانی؟ و قبل از مصرف چه فکری در سر داشته است؟ شناسایی «محرک‌های فردی» (مثلاً: «وقتی با دوستانم هستم احساس تنهایی می‌کنم، پس قلیان می‌کشم تا دیده شوم») نیمی از راه درمان است. وقتی فرد محرک خود را بشناسد، می‌تواند به جای قلیان، جایگزینی (مانند گفتگو، فعالیت هنری، یا بازی‌های جمعی) پیدا کند که همان نیازِ «دیده شدن» را ارضا کند (بک، ۱۳۹۰).

ب: جایگزین‌سازی

نمی‌توان رفتاری را حذف کرد بدون اینکه جایگزینی برای آن تعریف شود. اگر قلیان کارکردِ «مدیریت استرس» دارد، باید تکنیک‌های جایگزین مانند «تن‌آرامی پیش‌رونده» ، ورزش‌های هوازی که ترشح اندورفین را به همراه دارند، و یا حضور در باشگاه‌های گفتگو را جایگزین کرد. برای کاهش وابستگی اجتماعی، باید گروه‌های دوستانه جدیدی شکل بگیرند که مرکز ثقل آن‌ها «فعالیت» باشد نه «نشستن و مصرف کردن».

ج: تقویت ذهن‌آگاهی

بسیاری از مصرف‌کنندگان در حالت «خلأ ذهنی» قلیان می‌کشند؛ یعنی بدون آگاهی از طعم یا لذت خاصی، صرفاً پک می‌زنند. تمرینات ذهن‌آگاهی به فرد کمک می‌کند تا در لحظه حضور داشته باشد. وقتی فرد یاد بگیرد که به احساسات منفی خود (اضطراب، کسالت) نگاه کند بدون اینکه بخواهد با مصرف قلیان از آن‌ها فرار کند، تاب‌آوری روانی‌اش افزایش می‌یابد.

۴.نگاه اخلاقی-دینی؛ از نهی تا رشد

از منظر دینی، سلامت بدن امانت الهی است و خودتخریبی به بهانه‌ی لذت‌جویی کوتاه‌مدت، با اصل «تزکیه نفس» در تضاد است. اما نگاه دینی نباید صرفاً به «تحریم» محدود شود. رویکرد کاربردی دینی در اینجا، «هدفمندسازی زندگی» است. خلأ وجودی که با قلیان پر می‌شود، در آموزه‌های دینی با «معنابخشی» درمان می‌شود.

دین اسلام به جای «سرکوب» غرایز و نیازها، بر «جهت‌دهی» تأکید دارد. اگر جامعه‌ای نتواند نیاز جوان به تفریح، هیجان و معاشرت را در بستری اخلاقی تأمین کند، طبیعی است که او به جایگزین‌های کاذب پناه ببرد. لذا، وظیفه متولیان فرهنگی، تبدیلِ «اخلاقِ نهی» به «اخلاقِ رشد» است. این به معنای ایجاد بسترهایی برای شکوفایی است که در آن «خودمراقبتی» به عنوان یک ارزش دینی و اخلاقی مطرح شود، نه یک محدودیت اجتماعی (نراقی، ۱۳۷۳).

بنا بر این؛ معضل مصرف قلیان در ایران، آینه‌ای از نیازهای برآورده‌نشدهِ روانی و اجتماعی است. این رفتار بیش از آنکه یک «لذت‌جویی ساده» باشد، یک «پاسخ رفتاری» به اضطراب‌های نهفته و نیاز به تعلق است. برای برون‌رفت از این وضعیت، باید از سیاست‌های تک‌بعدی و شعاری دست کشید. راهکار عملی در سه سطح خلاصه می‌شود: در سطح فردی، افزایش مهارت‌های تنظیم هیجان و خودآگاهی؛ در سطح خانواده، اصلاح مدل‌های تربیتی و عادی‌زدایی از این رفتار؛ و در سطح کلان، ایجاد زیرساخت‌هایی که نیاز به «بودن با دیگران» را به شکلی سالم و پویا ارضا کند. سلامت روان جامعه، در گروِ جایگزین کردن «خلسه‌های کاذب» با «تجربه‌های اصیلِ انسانی» است.

منابع و مآخذ
  1. آجزن، ایزک. (۱۳۷۰). نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده و کاربرد آن در رفتارهای پرخطر. ترجمه فارسی. تهران: انتشارات رشد.
  2. بک، جودیت اس. (۱۳۹۰). شناخت‌درمانی: مبانی و فراتر از آن. ترجمه مهدی قراچه‌داغی. تهران: انتشارات ارجمند.
  3. بندورا، آلبرت. (۱۳۵۶). نظریه یادگیری اجتماعی. ترجمه فارسی. تهران: انتشارات رشد.
  4. سازمان جهانی بهداشت. (۱۳۹۴). گزارش وضعیت مصرف دخانیات در خاورمیانه و پیامدهای روانی-اجتماعی آن. ترجمه فارسی. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.
  5. نراقی، احمد. (۱۳۷۳). معراج‌السعاده. (با محوریت مبحث تزکیه نفس و مسئولیت فردی). قم: انتشارات هجرت.
  6. نونس، ای. وی.، و همکاران. (۱۳۹۶). مدل‌های تنظیم هیجان در رفتارهای اعتیادی. ترجمه گروه مترجمان روان‌شناسی سلامت. تهران: انتشارات نسل نواندیش.
***تهیه شده توسط حجت الاسلام علیرضا احمدی قره زاغ، عضو هیئت مدیره جمعیت مبارزه با دخانیات قم ( نویسنده و پژوهشگر)

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا